دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، همکار قطب مطالعات فرهنگ و تمدن شیعه در دوره صفویه.
چکیده
پیشینه تاریخی وقف را میتوان تا دوران بسیار کهن رسانید. در زمانی که انسان آغاز به نیایش و پرستش کرد گاه با تخصیص شیئی کوچک به عنوان هدیه و یا نذر به معبود خویش قدمی در راه شکلگیری وقف برداشت. بعدها با شکلگیری ادیان بزرگ، وقف صورتی جدیتر و کاربردیتر پیدا کرد. به طوری که به نهادی مستقل تبدیل شد و ساختار و سازمانی متشکل یافت و حکومتها نیز کم و بیش سعی در نظارت و کنترل آن نمودند، چرا که به درستی دریافتند این نهاد قدرتمند که ریشه در باورها و اعتقادات مردم داشت به خوبی میتوانست تاثیرات عمیق و پایداری بر جامعه بگذارد. جدای از تفاوت در باورهای دینی و مذهبی - از چند خدایی تا وحدانیت[- که در هر یک بنابر شرایط آن آئین، نذر و وقف تحقق یافته است، حتی در درون جامعه اسلامی نیز با تنوع موقوفات روبرو هستیم. از ساخت و نگهداری مهمترین مرکز تجمع مسلمانان یعنی مسجد گرفته تا دستگیری از یتیمان و بیخانمانان و حتی رسیدگی به حیوانات از محل وقف ، نشان از آن دارد که وقف توانایی و کارآمدی بسیاری در شناخت ضرورتها و نیازهای جامعه داشته است. از این روی آسیب شناسی وقف در دوران معاصر میتواند جهت دهی و برنامه ریزی برای کاربردی تر کردن وقف عملیتر نماید. تردیدی نیست که رویکرد اصلی وقف جنبه دینی دارد اما این که در هر دوره تاریخی وقف تا چه میزان موفق به شناسایی اولویتها و نیازهای روزمرۀ جامعه بوده است و چگونه از تواناییهای خود برای بهبود وضعیت جامعه استفاده نموده است، به طور قطع یکسان نیست. بیشک چگونگی نیاز سنجی وقف و راهکارهای آن در جامعه، از موارد مهمی است که میتواند تداوم وقف و روزآمد شدن آن را به همراه داشته باشد که خود راهی برای حفظ ارزشهای اسلامی است. فرضیه ارائه شده آنست که پیشرفت تمدن نوین و تغییرات ناشی از آن سریعتر از باورهای حاکم بر اندیشه واقفان دستخوش تغییر شده است و از این روی وقف نتوانسته است به طور کامل نیازهای جامعه جدید اسلامی را شناسایی و خود را با آن هماهنگ سازد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع و اسناد انجام پذیرفته است.