عضو هیئت علمی گروه مطالعات اجتماعی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
چکیده
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل فعالیتهای خیریهای متمرکز بر کودکان ایرانی است. رویکرد پژوهش کیفی- تاریخی و روش نیز مطالعهی اسنادی است. یافته ها نشان میدهند که مشارکتهای مردمی در فعالیتهای خیریهای به تاریخ دور ایران بازمیگردد اما توجه و تمرکز خیریهها به اقشاری خاص همچون کودکان از دوران مشروطه شکل میگیرد. در همان دوران مشروطه بود که مفهوم کودک ظهور یافت؛ از آن به بعد «کودکان بیسرپرست» (یتیم) با اهمیت موضوع «آسیبپذیری» و «مراقبت» در مرکز توجه برای اقدامات حمایتی عمومی و به عنوان موضوع امور خیر برساخت شدند. در دوران پهلوی 1- موضوع شناسایی کودکان نیازمند، 2- ایجاد نیروهایی برای شناسایی و گردآوری آنها، 3- نهادمندسازی و ایجاد ساختارهای منظم برای حمایت و ارائه خدمات به آنها، 4- تعیین و تصویب قوانین دارای ضمانت اجرایی برای حمایت از کودکان نیازمند ایجاد شدند که منجر به حضور و تسلط قدرت متعیّن در عرصه مدنی- خیریهای حمایت از کودکان گردیدند؛ بنابراین امر خیر میدانی برای حکمرانی کودکان شد. با وقوع انقلاب اسلامی بر اساس مبانی دینی- شیعی، تلاشهای بسیاری برای آزادسازی فعالیتهای مردمی خیریهای از زیر سلطهی قدرت مرکزی صورت پذیرفت که منجر به افزایش مشارکتهای مردمی خیریهای شد. اما وجود مسائل و مشکلات بعد از انقلاب اسلامی و جنگتحمیلی با عراق، نیاز جامعه به مشارکتهای مردمی منظم برای حمایت از نیازمندان با محوریت کودکان افزایش یافت. بنابراین با حضور قدرت مرکزی در راستای تجمیع، نظمبخشی و هدایت مشارکتهای مردمی در جهت حمایت خیرخواهانه از کودکان، دوباره امور مردمیو خیرخواهانه تحت تسلط ساختار حکومتی قرار گرفتند؛ اما چنین تسلطی گویی نسبت به دوران پهلوی تعدیل شده و با حفظ جنبههایی از آزادی عمل برای نهاهای مدنی خیریهای، سطح نسبی از تسلط در راستای نظم را بر آنها ایجاد کرده بود.