به موجب مادۀ 72 قانون مدنی «وقف بر نفس به این معنی که واقف خود را موقوفعلیه یا جزو موقوفعلیهم نماید یا پرداخت دیون یا سایر مخارج خود را از منافع موقوفه قرار دهد باطل است اعم از این که راجع به حال حیات باشد یا بعد از فوت». این ماده به تبعیت از فقه امامیه وضع شده است. روایات معصومین، حکم عقل و اجماع فقهای شیعه از دلایل بطلان وقف بر نفس هستند که در این بین، اجماع اصلیترین و مهمترین علت بطلان مذکور است. گاهی واقف ابتدا مایملک خویش را بر خود و سپس بر غیر وقف میکند. به وقف بر نفس و غیر به صورت ترتیبی در اصطلاح فقه، وقف منقطعالاول یا منقطعالابتداء میگویند. گروهی از فقها معتقدند چنین وقفی نسبت واقف باطل و نسبت به غیر، صحیح است. برخی از حقوقدانان و مؤلفان نیز از این دیدگاه جانبداری کردهاند. در مقابل بیشتر فقهای امامیه وقف بر نفس و غیر به صورت ترتیبی را مطلقاً باطل دانستهاند: یعنی هم نسبت به شخص واقف و هم نسبت به غیر، صحیح نیست. اطلاق مادۀ 72 قانون مدنی موید نظر گروه اخیر است، خصوصاً آن که ادله حاکم بر نظریه صحت نسبی وقف منقطع الابتداء ناکافی و مناقشهپذیر است.